آخرین خبرها

بازی های محلی

بازی های محلی شهرستان طرقبه شاندیز مانند دیگر نقاط کشور ایران در سیطره سه مرحله زمانی گذشته ،حال و آینده است . هرکدام از این دوران بر دیگری تأثیر گذار است و نمی توان برای اثبات وجودی هر یک از آنها از دیگری صرف نظر کرد بنابراین هویت هر دوره با دوره ماقبل خود روشن و شفاف خواهد شد که هویت نهان حال و آینده هم با گذشته نمود پیدا می کند. امروزه حرکت به سمت گونه ای از مصرف گرایی سوق پیدا کرده و این حالت بر خلقیات جمعی مردم نیز تأثیر گذاشته است و پیوند میان برخی از ویژگی های فرهنگی را دچار ضعف کرده است به شکلی که در حال حاضر نقش وسایل الکترونیکی از اولویت خاصی برخوردار است. با همان سرعت که رفاه و آسایش در زندگی و حیات اجتماعی ما وارد شده با همان سرعت بخشی از الگوها وهویت های بومی رایج در زندگی ما تحت شعاع قرار گرفته است . هر بازی محلی دنیایی از باورهای فرهنگی یک قوم و یا یک محلی را در دل خود به امانت دارد ، فراموشی هر یک از این بازی ها در زمانه ای که تکنولوژی مدرن در حال گسترش است علاوه بر این که بخشی از خاطرات نیاکان را از بین می برد به آسانی ظرفیت بسیار زیاد این بازی ها را نیز برای ایجاد تنوع در اوقات فراغت مغشوش می کند . در حال حاضر بیشتر بازی ها و سرگرمی ها رنگ و جلوه ای تازه پیدا کرده به گونه ای که دیگر کمتر می توان در آنها از هویت و فرهنگ بومی نشان یافت.

ارنگ ارنگ:
یکی از بازی های مهیج و مورد علاقه پسران در این شهرستان بود ، این بازی بدین شکل انجام می شد که دو نفر سرگروه انتخاب می شد و روی پله و یا سکویی می نشستند و تسمه ای چرمی در دست داشتند. دو نفر سرگروه با هم درگوشی می کردند و نام یک میوه را به دلخواه قرارداد می کردند.

وسطنا:
از بازی های مورد علاقه دختران، بازی پر تحرک وسط بازی بود این بازی نیز دارای آداب و شرایط خاصی بود. روش بازی بدین ترتیب بود:
ابتدا بازیکنانی به دو گروه مساوی تقسیم می شدند سپس دو خط به فاصله دلخواه حدود 8 الی 10 متر روبروی هم کشیده می شد سپس قرعه کشی انجام می گرفت و یکی از دو تیم در وسط قرار می گرفت و دو نفر از اعضای تیم مقابل روبروی هم می ایستادند ، بقیه بازیکنان پشت سر این دو نفر جا می گرفتند این بازی با یک توپ سبک پلاستیکی انجام می گرفت و باید توپ را به بازیکنان گروه مقابل بزنی بدون اینکه آنها بتوانند توپ را بگیرند ، اگر در هنگام پرتاب توپ هر کسی از بازیکنان داخل زمین بتواند توپ را از روی هوا بگیرد بک امتیاز گرفته یعنی می تواند اگر توپ به او خورد از امتیاز گرفته شده او کم شود و به بازی خود ادامه دهد . بعد از پرتاب توپ گروه داخل سریع جای خود را عوض می کنند و به طرف دیگر زمین که با خط کشی مشخص است می ایستند تا توپ به آنها نخورد. این بازی همینطور ادامه دارد تا تمام بازیکنان داخل زمین از بازی خارج شوند و جای اعضا عوض شود.

resized_768197_928پشت دستی (نان بیار کباب ببر )
این بازی معمولاً در جاهایی بازی می شد که امکان بیرون رفتن نبود و یا فضا برای بازی کم بود ، روش بازی بدین ترتیب بود :
این بازی دو نفره بازی می شد در ابتدا برای اینکه چه کسی اول ضربه بزند تاج یا جفت گیری می کردند بدین صورت که اول یکی از دو نفر می گفت طاق می خوای یا جفت ، مثلاً می گفت جفت سپس دو نفر دستهایشان را به پشت سر می بردند و می گفتند خاج ، خاج ، خاج به دلخواه تعدادی از انگشتان خود را باز و تعدادی را می بستند ، تعداد انگشتان که باز بود را می شمردند اگر جفت بود آن بازیکنی که جفت را انتخاب کرده بود برنده بود و باید به دست نفر دیگر ضربه می زد به شکلی که کف دستها روی هم قرار می گرفت و نفری که ضربه می زد دستش در زیر و باید از فرصت استفاده می کرد تا بتواند به روی دست حریف بزند اگر نفر مقابل دستش را می کشید و ضربه نمی خورد جای دستها عوض می شد ، در غیر اینصورت بازی ادامه داشت.

خط بازی (خانه شیطنک ) :lay lay
این بازی هم بیشتر مورد علاقه دختران و پسران نوجوان بود. روش بازی بدین ترتیب بود:
ابتدا با گچ ، زغال ، و یا هر وسیله ای که قابلیت خط کشی داشت 5 خانه هم اندازه به ابعاد حدود 80 × 60 سانتی متر به صورتیکه 3 خانه راست و 2 خانه سمت چپ کشیده می شد سپس یک سنگ صاف که قابلیت حرکت بروی زمین را داشت انتخاب می شد بعد از اینکه نوبت بازیکنان با قرعه کشی مشخص می شد ،شرایط بازی نیز مطرح می گشت ، مثلاً پالیزا نداریم (حرکت کردن روی کف پا بدون پرش کردن ) و یا حرکت سنگ با پا و یک ضرب باشد این قراردادی بود که در ابتدای بازی مطرح می شد و برای بازیکنان لازم الاجرا بود . بازیکن سنگ را در خانه اول می انداخت و سپس سعی می کرد با یک حرکت و زدن ضربه سنگ را یک خانه به جلو ببرد و بعد از عبور از تمام خانه ها اگر بدون ایراد و اشکالی طی مسیر می کرد سنگ را به خانه دوم می انداخت طوری که سنگ روی خط نباشد اگر روی خط می ماند و یا سنگ از خانه مورد نظر بیرون می رفت بازیکن می سوخت و باید از بازی بیرون می رفت ولی اگر بازی را بدون اشکال ادامه می داد و تمام خانه ها را تا آخر به نوبت عبور می کرد و دور آخر را روپایی می رفت بدین گونه که سنگ بازی را روی پا می گذاشتند و آهسته بدون اینکه پا به خط بخورد و با سنگ از روی پا بیفتد تمام خانه ها را حرکت می کرد خانه آخر با پا سنگ را به هوا پرتاب می کرد و به صورت آتشی می گرفتند که بعد از گذر از مرحله بازی یک امتیاز به بازیکن داده می شد .

طناب کشی:
این بازی از جمله بازیهایی است که در مناسبت های خاصی چون سیزده بدر انجام می شد طناب کشی ورزشی است که مورد حمایت ورزش های روستائی عشایری قرار گرفته و مابقی هم در سطح روستاها ، بخش و شهرستان برگزار گردیده است . این بازی از تیم های مختلف شرکت کننده که تعداد بازیکنان به صورت مساوی و تقریباً در حد و اندازه هم باشند انتخاب می شوند و هر تیم سعی می کند قدرت بدنی خودشان را به رخ بکشند . در وسط طناب رمانی رنگی بسته می شود و هر وقت این رمان از یکی از خط های دو طرف رد شود تیم برنده خواهد شد این بازی معمولاً بین چند تیم برگزار می شود و تیم های برنده در آخر مشخص خواهند شد.

resized_768198_424خروس ، خروس :
این بازی در جاها و مناطق مختلف با روش های مختلفی اجرا می شود خروس ، خروس در شهرستان طرقبه شاندیز بدین گونه بازی می شود.
تعدادی بازیکن که هیچگونه محدودیتی ندارد دور هم جمع می شوند سپس با قرعه کشی یک نفر انتخاب می شود. چشمهای او را با دستمال می بندند که جائی را نبیند بعد اعضای گروه می گویند خروس ، خروس فردی که چشمش بسته شده جواب می دهد جان خروس. سپس یک نفر با کف دست ضربه ای به پشت او می زند همه می گویند خروس کیه، او باید حدس بزند چه کسی به او ضربه زده اگر درست گفت کسی که ضربه زده سوخته باید چشمهایش بسته شود، اینکار به همین ترتیب ادامه پیدا می کند ، بعضی از وقتها هم که می خواستند یکی را اذیت کنند بعد از بستن چشمهایش به او ضربه می زدند و او اگر هم درست می گفت بقیه بازیکنان می گفتند نه او نبود یک نفر دیه بود اینقدر او اذیت می کردند و بقیه تا می توانستند می خندیدند.

استا زنجیر باف :
این بازی سنین خاص خودش راداشت یعنی سن حدود 8 تا 15 سال بیشتر از این لذت می بردند.
روش بازی:
همه بچه ها دست های همدیگر را می گرفتند و کنار هم در یک صف می ایستادند یک نفر بزرگتر که راهنمای گروه بود به عنوان استا انتخاب می شد و سرپرستی گروه را به عهده می گرفت و دراول صف می ایستاد و یک نفر دیگر هم به فاصله چند متر دورتر می ایستاد سپس از دور صدا می زد استا زنجیر باف ، سرگروه جواب می داد بله ، باز ادامه می داد و می گفت زنجیر مرا بافتی ، سرگروه جواب می داد بله ، سپس می گفت پشت کوه انداختی ، جواب می دادند بله ، در ادامه می گفت یک نوچه عروس داریم از کدوم دروازه ، سرگروه می گفت ازون دروازه با صدا ی چی می گفت مثلاً با صدای گربه . سپس از ته صف گروه حرکت می کرد و صدای گریه در می آوردند تا نفر آخر دستهایش قفل می شد و نسبت به سایر اعضای گروه پشت و رو می شد این کار ادامه پیدا می کرد تا همه اعضای گروه دستهایشان قفل می شد و پشت و رو می شدند بعد صدا می زدند زنجیر ما چطور شد سرگروه می گفت بافته شد ، می گفت محکمه ، می گفتند بله ، خب حالا امتحان کنید بعد صف بچه ها خودشان را به دو طرف صف می کشیدند از هر جا کنده می شد آن نفر حذف می شد تا نفر آخر که برنده بازی بود.

آسیا بچرخ :
این بازی برای سنین پایین طراحی شده است و می شود در یک محیط کوچک نیز بچه ها را سرگرم کرد .روش بازی بدین ترتیب بود:
همه بچه ها دست های همدیگر را می گیرند و یک دایره درست می کنند بعد به نوبت یکی از بچه ها به داخل دایره رفته و به دیگران فرمان می دهد آنها هم گوش به فرمان او می باشند ، این بازی بیشتر برای تمرکز بچه ها طراحی شده وقتی نفر وسط می گوید آسیا بچرخ همه بچه ها با هم جواب می دهند می چرخم – تندتر بچرخ – می چرخم- جون عمه جون – نمی شه – جون خاله جون – نمیشه آسیا بشین – همه می نشینند اگر کسی اشتباه کرد از بازی حذف می شود در غیر اینصورت بازی با همه بچه ها ادامه پیدا می کند در ادامه می گویند آسیا پاشو – پامی شم – صندلی بساز – می سازم ، بعد یکی از پاهای خود را روی دیگری مثل پشتی روی صندلی قرار می داد اگر می افتاد باز از بازی کنار می رفت این بازی همینطور ادامه داشت تا بالاخره یک نفر باقی می ماند که او برنده بازی بود . شبیه این بازی ، بازی دیگری هم بود که بچه های 4 الی 6 سال انجام می دادند بدین صورت که چشمهای یکی را می بستند و یا خودش چشمهایش را می بست بقیه بچه ها دستهای همدیگر را می گرفتند و دور او می چرخیدند و با هم آواز می خواندند که اگر دختر بود می گفتند دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری می کنه از برای من یکی رو بزن ، او هم با دست به یکی می زد به هر کسی خورد جایش عوض می شد و بازی ادامه پیدا می کرد ، مجدداً همینطور دست هم دیگر را می گرفتند و میچرخیدند و آواز می خواندند.

گل یا پوچ :
این بازی از جمله بازی هایی بود که در یک محیط بسته و کوچک مورد استفاده قرار می گرفت . روش بازی بدین ترتیب بود :
ابتدا دو تیم به صورت مساوی که به اصطلاح به آن یارکشی می گفتند مشخص می شد سپس یک عدد ریگ کوچک که به آن گل می گفتند و به اندازه یک لپه بود انتخاب می شد و به همه بازیکنان می دادند . تیم شروع کننده بازی هم با قرعه کشی مشخص می شد یک نفر سرگروه که به آن گل پر کن می گفتند گل را در دست یکی از اعضای تیمش قرار می داد به شکلی که هیچ یک از بازیکنان حریف متوجه نشود سپس دستها را به جلو گرفته و تیم مقابل باید گل را مشخص کند که در دست کدامیک از اعضای گروه قرار دارد اگر متوجه نمی شدند یک امتیاز به نفع آنان بود ولی اگر متوجه می شدند که گل در دست کدامیک از اعضا تیم مقابل است جای آنان عوض می شد و آن تیم اجازه داشت که گل را در دستانشان پنهان کند ، بعضی از وقتها به همدیگر نیز نیرنگ می زدند مثلاً می گفتند گل را بده و دست روی یکی از دستان حریف می گذاشتند و اگر او متوجه نمی شد و دستش پوچ بود سریع باز می کرد و در آن دور بازی حذف می شد . بازیکنان باید کاملاً حواسشان جمع می بود تا گول نخورند هر تیمی که زودتر 10 امتیاز بازی را می گرفت برنده بازی بود .

چور بازی :
از بازی های مهیج جوانان بود و همیشه هیجان خاص خودش را دارد . روش بازی بدین ترتیب است:
ابتدای بازی دو نفر که معمولاً ازز دیگران بزرگتر و قوی تر بودند به عنوان سرگروه بازی را بدست می گرفتند و از بین بقیه بچه های حاضر دو گروه مساوی انتخاب می شد ، اعضای این دو گروه بعد از یار کشی به طرف سرگروه خودش می رفت سپس برای مشخص شدن تیمی که اول باید بازی را شروع کند با یک عدد سنگ تر یا خشک و یا با یک سکه شیر یا خطمی انداختند و تیم شروع کننده مشخص می شد . یک عدد تسمه چرمی انتخاب و سرگروه تیم ایستاده در دستش می گرفت و بقیه اعضای گروهش هم دستهایشان را روی شانه های یکدیگر قرار می دادند و یک دایره درست می کردند سرها به طرف پایین بود سرگروه هم دور بچه های تیمش می چرخید که کسی به آنها نزدیک نشود ، تیم مقابل باید سعی می کرد بدون اینکه سرگروه با تسمه به او ضربه بزند روی پشت بازیکن تیم حریف سوار شود اگر قبل از سوار شدن مورد اصابت تسمه چرمی سرگروه قرار می گرفت از بازی حذف می شد و کنار بازی می نشست ولی اگر موفق می شد قبل از اینکه به او ضربه ای بخورد سوار فردی از تیم مقابل شود حق داشت تا زمانیکه خودش دوست داشت روی پشت حریف بماند این بازی سرشار از هیجان و تحرک و همچنین خنده بود جوانان ساعت ها به این بازی مشغول می شدند.

بالابلندی یا گرگ وسط :
این بازی در بین بچه های ابتدایی و سنین راهنمایی بازی می شد و روش بای بدین ترتیب بود:
همه کسانی که تمایل به بازی داشتند دور هم جمع می شدند سپس توسط یک نفر و از یک نقطه دلخواه با گفتن 10-20 -30-40-50-60-70= 80-90 – 100 حالا که رسید به صد تا ما می زنیم سیصد تا – پری خانم حاضر باش آش – ماش سوگلی کنار – ما – تو – باش در این شمارش با تکرار هر شماره دست اشاره اش روی یک نفر از بازیکنان حرکت می کند . کلمه باش که به هر بازیکنی ختم شد به عنوان گرگ وسط انتخاب می شود . با انتخاب شدن هر کسی به عنوان گرگ بقیه بازیکنان با سرعت از محل فرار می کردند و روی یک نقطه بلندی می ایستادند و هر لحظه که گرگ وسط از آنها دور می شد از بلندی پایین می آمدند و قبل از اینکه نفر وسط بتواند به آنها دست بزند روی بلندی دیگری قرار می گرفتند اگر در این جابجایی گرگ وسط موفق به گرفتن و یا دست زدن به کسی می شد جای بازیکنان عوض می شد و آن شخص گرگ وسط بود و باید بازی تکرار می شد . بازی بالا بلندی یا گرگ وسط یکی از بازی های شیرین بود.

کاغذ باد:
هر بازی در سطح شهرستان در یک زمان خاص انجام می شد بازی کاغذ باد (بادکنک) از جمله بازیهای پسرانه بود که ابتدای فصل تابستان بعد از پایان امتحانات خرداد ماه انجام می شد . بعد از اینکه نتیجه امتحانات مشخص می شد بچه ها با گرفتن کمی پول از والدین مقداری سرشک (چسب ) از مغازه خریداری می کردند تا کاغذ باد بسازند . روش ساخت کاغذ باد بدین ترتیب بود: در ابتدا تعدادی کاغذ کتاب ، سرشک ، و یا چسب ، لوخ و یا حصیر ، نخ ، چند عدد چوب کبریت و قیچی برای ساخت کاغذباد لازم است.eed5470d8a

سپس مقداری از سرشک را درون یک ظرف کوچک آب ریخته تا خمیر چسبناکی تهیه شود ، سپس کاغذهای کتاب را به صورت رمانی باریک برش می دهیم سپس دو سر کاغذ را با چسب به همدیگر می چسبانیم . برش بعدی را از داخل حلقه بدست آمده رد کرده و مجدد دو یر کاغذ را می چسبانیم به شکلی که چندین حلقه کاغذی بدست آید سپس تعداد چند کاغذ برش نخورده را کنار هم گذاشته و می چسبانیم تا یک عدد کاغذ بزرگ تهیه شود اگر کاغذ بزرگ که بعضی از بازیکنان از کاغذ گراف (کاغذ زرد رنگ بزرگ ) برای این کار استفاده می کردند . در ادامه روی کاغذ به صورت ضربدر حصیر گذاشته و با چسب و کاغذ به سطح زیرین محکم می کنیم . یک طرف از حلقه های آماده شده را به پایین قسمت حصیر و طرف دیگر حلقه آن را طرف کاغذ انتهای حصیر دوم می چسبانیم و یک سری حلقه دیگر که بلندتر از این حلقه های چسبیده شده باشد درست در وسط قسمت پایین کاغذ باد قرار داده با چسب محکم می کنیم . سمت بالای کاغذ باد 3 عدد سوراخ به شکل یک مثلث متساوی الاضلاع ایجاد کرده و به وسیله سیخ کبریت و سه عدد نخ از سوراخ ایجاد شده دهنه و یا میزان کاغذ را درست می کنیم . سه عدد نخ به بلندی تقریباً یک وجب را به همدیگر گره می زنیم به شکلی که وقتی کاغذ باد را رها کردیم نخ ها هم اندازه باشد در ادامه دهنه یک عدد نخ بلند و محکم گره زده که در این هنگام کاغذ باد آماده هوا شدن است . بعد از ظهرها کاغذ باد را برداشته و روی کوه رفته و آن را بدست باد سپرده تا از زمین بلند شود ، هر کسی که می توانست کاغذ بادش را بیشتر و بالاتر بفرستد در بین بچه های دیگر احساس غرور می کرد بعضی از مواقع هم نخ یکی از کاغذ بادها پاره می شد صاحب کاغذ باد و کسانیکه به او نزدیکتر بودند به دنبال او می دویدند تا بتوانند کاغذ باد را تصاحب کنند.

چوب پا:
این بازی بعد از اینکه شاخه درختان خصوصاً درختان سپیدار را هرس می کردندresized_768196_244 شدت می گرفت و تقریباً در آن زمان قریب به اتفاق پسرها جفت چوب به پا داشتند . انتخاب چوب برای این کار مهم بود . یک چوب پای خوب باید سبک و محکم و قسمتی برای گذاشتن کف پا بر روی آن می بود هر چه فاصله گذاشتن کف پاها بر روی چوب بالاتر می شد حرکت با چوب پا سخت تر و هیجان آن بیشتر می شد . این بازی آن قدر در نزد جوان ها تکرار شده بود که مسابقاتی به همین منظور برگزار می شد و به نفرات برتر جوایزی نیز داده می شد . چوب پا در واقع از دو عدد چوب بلند تشکیل شده که فرد بازیکن قسمت بالای آن را در دست می گرفت و در قسمت پایین تر جای گذاشتن پا بود، شخص ضمن حفظ تعادل خود می توانست پاهای خود را که روی آن قرار داشت جابجا کند بعضی از افراد چوب پاهائی به ارتفاع 3 الی 5 متر ساخته و در کوچه و بازار راه می رفتند.

تیله بازی (توشله بازی):___3_20120906_1938567125
یکی از بازی های مهیج بچه ها و حتی بزرگ تر ها تیله بازی بود این بازی مثل سایر بازی ها دارای قوانین خاص خودش بود که به آن اشاره می شود.
ابتدا هر بازیکن نیاز به یک عدد تیله داشت سپس یک مسیر صاف به طول چند متر انتخاب می شد که به تعداد هر بازیکن یک سوراخ در زمین با فاصله دو متر از همدیگر ایجاد می شد، این بازی با دو الی 5 نفر قابلیت انجام داشت ابتدا برای این که مشخص شود چه کسی باید تیله خود را در بالای سوراخ اولی قرار دهد تا بازیکن ها بازی را شروع کنند قرعه کشی می شد برای این کار یک عدد سنگ کوچک صاف را بر می داشتند یک طرف سنگ را خیس می کردند و یک طرف دیگر آن خشک بود سپس دو نفر دو نفر سنگ را با چرخش به هوا پرتاپ می کردند یک نفر سمت خشک و دیگری سمت خیس را انتخاب می کرد برنده کنار می رفت و بازنده با نفر بعدی ادامه می داد. تا بالاخره یک نفر بازنده نهایی مشخص شود که باید تیله خود را بر روی سوراخ می گذاشت تا باری آغاز شود.
قانون بازی:
1-اگر کسی می توانست به یکی از تیله ها ضربه بزند یک امتیاز می گرفت و میتوانست یک حرکت اضافه داشته باشد.
2-اگر کسی می توانست تیله خود را به درون سوراخ هدایت کند یک امتیاز می گرفت و مجاز به یک حرکت اضافه بود.
3-هیچ کس حق نداشت که دستش را برای ادامه مسابقه از روی زمین بردارد اگر چه حتی یک انگشت خود را روی زمین بگذارد.
برای جذابیت بیشتر نیز شرط بندی می شد اغلب سر کولی گرفتن بعضی به یک پشت دست زدن و بزرگ تر ها در بعضی اوقات سر پول و مبلغ خاصی شرط بندی می کردند مثلاً هر امتیاز صد تومان. این بازی به قدری جذاب بود که بعضی وقت ها ساعت ها ادامه داشت.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>