آخرین خبرها

تاریخچه

1

يكي از سندهاي افتخار شانديز قلعه باستاني شاهان دژ است كه در چندين كتاب معتبر تاريخي نام آن ذكر شده است . از جمله روضه الصفاي ناصري ، ناسخ التواريخ، تاريخ خراسان و سيستان تاريخ شهر مشهد ، كتاب افسانه قاجار تاليف حمزه سردادور ، كتاب شرح سفر پادشاهان قاجار به ييلاقات شانديز . از آن دژ باستاني نام برده اند كه تاريخ آن بر مي گردد به قبل از اسلام و بخاطر همجواري با سرچشمه تاريخي خادر كه قدمتي حدود سه هزار سال دارد و در اصل يكي از منابع آب شرب آن دژ تاريخي بوده و قدمت آن بناي باستاني را نشان مي دهد عظمت آن دژ بحدي بوده كه نام شاهان دژ را برايش برگزيده اند شانديز يا شاندز – در بلاد خراسان و از قراي آن قريه ارغد (ازغد كنوني ) است و مولانا محمد اسماعيل عارف متخلص به وجدي (ره ) كه از كملين مشايخ عهد بود و در يكهزار و دويست و سي و دو رحلت نمود از آنجا ست از انجمن آرا
هدايت در انجمن آرا گويد : ظاهرا شانديز در اصل شاهان دژ بوده يعني قلعه منصوب به شاهان (لغت نامه دهخدا – جلد نهم – صفحه 12384 )
همچنين در فرهنگ جامع فارسي در جلد 4 صفحه 2569 گويد : شانديز در اصل شاهان دژ بوده يعني قلعه منسوب به شاهان و آن در بلاد خراسان است . علاوه بر اين كتاب افسانه قاجار تاليف حمزه سرداور در صفحه 420 آن چنين آماده است در رابطه با معرفي دژ كهن شاهان دژ به حسام السطه عمومي ناصر ناصر الدين شاه آمده است :قلعه و دژ تاريخي شاهان دژ در سال 1265 هجري قمري توسط حسام السلطنه عمومي ناصر الدين شاه قاجار به توپ بسته مي شود .

پيرامون اين دژ درصحفه 39 كتاب خادر سرزمين خاطره ها تاليف سيد محمد محصل آمده است :در غرب بالاده خادر برروي صخره اي بلند قلعه قديمي با چند برج نگهباني و ديواره هاي بلند قرار داشت كه مساحت آن حدود يك هكتار بود . سه طرف اين دژ محكم شيب خيلي تند داشت كه به موقعيت حساس اين قلعه و امنيت آن كمك زيادي مي كرد . معلوم است كه اين قلعه با زحمت و رنج ايجاد شده زيرا بردن سنگ و خاك و آب و ساختن ديوارها و بر جها خيلي دشوار بوده است . ساخت اين قبيل دژ ها و استحكامات در زمان قاجاريان و حكومت هاي قبل از آن و مخصوصا در زمان حمله تركمنان و اشرار در بعضي از نقاط لازم بود كه با پناه بردن به آن جان و مال خود را از دستبرد دشمنان حفظ مي نمودند و با بستن دژمستحكم قلعه هيچ كس به آن راه پيدا نمي كرد . شواهد و قراين نشان مي دهد كه ساخت اين محل و استفاده از آن در مواقع خطر بين اهالي خادر و شانديز مشترك بوده است . اين دژ مستحكم و وسيع و جالب در محل با صفايي ساخته شده بود و قبرستاني در خارج دژ در جنوب غربي آن قرار داشت كه اهالي روستا يا ساكنان دژ مردگان خود را در آن دفن مي نمودند . از چند سال قبل صدها هكتار زمين غرب و جنوب اين قلعه توسط مهندس جواد شهرستاني خريداري شده و مشغول ايجاد شهرك هستند . قلعه با بلدوزر هموار شده اما هنوز مقداري از ديوارهاي آن باقي است .

در صفحه 8437جلد دهم روضه الصفاي ناصري در مورد ذكر فتح قلعه شاهان دژ آمده است :
خبر داده اردوي والا نيز از چناران حركت گزيده قريب بقلعه شاهان دژ شدند و آن دژي بود شاهانه در كمال متانت و اهالي آن بقاع اموال خود را در آن قلعه برده 300 تفنگچي دلير در آنجا نشاينده چون بحوالي شاهان دژ رسيدند آدمي بجهت اطمينان ايشان روانه فرمود كه كدخدايان به آمدن اردو تن در نداده مدت 10 روز بدفع الوقت گذرانيدند و كار قلعه خود را مضبوط تر نمودند سام خان و ساير خوانين صلاح ندانستند كه آنها را بهمان حالت مخالفت باقي گذاشته بگذرند و اردو رابحوالي قلعه نزول دادند شخصي حسين نام را با نوشته جات خوانين خراسان بقلعه شاهان دژ فرستادند آن ناجوانمردن فرستاده را بكشتند و سراورا براي سالار بتحفه و اظهار حسن خدمت فرستادند چون اهالي اردو به شاهان دژ قريب شدند بزخم گلوله شمخال سه كس را بكشتند .و چند تن را مجروح نمودند سالار يوزباشي هادي طرق بهي و يوزباشي حسن خان شاهان دژ ي را به معاونت فرستاده بود و تفنگچي بلو كاترا كلا در قلعه و باغات اين بلوك نشانيده سنگرهاي محكم در اطراف شاهان دژ بر بسته بودند و از شهر هم مجدا معاون و ممد خواسته بودند چون اين امر معلوم شده چاره بجز قلعه و قمع اينطايفه نبود .
( ذكر محاصره شاهان دژ و مقابله با قلعه گياهان و غلبه بر يوزباشيان سالار و تسخير قلعه و تخريب آن به امر نواب اشرف والا حسام السلطنه ) در شتر نوشته شود .
چون حقيقيت اجتماع يوزباشيان سالار و سپاهي بسيار در قلعه و عرض راه برراي نواب اشرف و والا مكشوف افتاد گذاشتن وگذشتن را بيهيچوجه روي به سوي خير نديدند .
حكم بمحاصره شاهان دژ صادر شد و،ارد و متوقف شدند بعد از دو روز حسام السلطنه بجهت احتياط كار محاصره و منازعه با جماعتي از خواص سوار شده بجانب قلعه سيري ميكردند هنوز بسنگرهائي كه در بساتين و حوالي قلعه بود نرسيده بودند كه بناي خالي كردن شمخال گذاشته جسارت تمام بظهور آوردند آتش غصب امير زاده شراره و لهب بر كشيده حكم فرمود كه جعفر قليخان سرتيپ پسر اسكندر خان قاجار دوالو با فوج نصرت وسه عراده توپ سواران دره جزي و شاهيسون بر نشته پيادگانرا رديف سواران كرده تا كنار قلعه تاخته جنگ در انداخت بعد از محاربه 400 صد تن از اهل قلعه و 100 تن سرباز مقتول شدند و مردم شاهان دژ بهزيمت شدند و لشكريان از سنگرهاي ايشان گذشته بكنار برجي كه مشرف بقلعه و در ظاهر قلعه واقع بود رسيدند و آن برج بيورش گرفته 26 تن شمخالچي كه حارص آن برج بودند بقتل رسيدند و از آنجا دهان توپها را بقلعه گشادند قلعه گيانرا تاب ثبات نمانده ناچار بنزد جعفر قليخان آمدند و خواستار شدند كه مفسدين پشيمان شده ديگر باره در بر بستند در اين هنگام نواب حسام السلطنه لشكريان را بمحاصره قلعه بازداشتند و خود به لشكرگاه شد و آنروزدويم رجب بود شب سيم در رسيد و بگذشت و فرداد قلعه گيان به امان در آمدند وزن و مرد از قلعه بيرون شدند و به امر والا (حسام السلطنه ) يوزباشي حسن خان شاهان دژي و يوزباشي محمد هادي سركرده شمخالچي را بدهان توپ بسته آتش زدند سام خان ايلخاني و چرا غعلي خان بر در قلعه رفتند باايستاده تا اهل قلعه آنچه جمع كرده بودند بر جاي بماند و سپاهيان دولتي بغارت و تاراج آن قلعه مرخص شدند مدت دوروز تمام از هر قبيل جنس از آن حصار بيرون مي كشيدند و پس از غارت شاهان دژ را با خاك يكسان كردند هنگامي كه سپاه بغارت اشتغال داشتند حسام السلطنه بجانب قلعه ديگر كه در ميان رود بود روانه شده و چراغعلي خان روانه دارالخلافه شده و واقعات گذشته را معروض داشت .))

به نقل از : سایت شهرداری شاندیز

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>